امروز
چهارشنبه هفدهم بهمن ۱۴۰۳ 23:36 توسط انار
|
سلام.
امروز خونه رو جارو زدم، خسته نباشم.
رفتم خونه مامانم، زندایی مامانم خیاطی داشت، مامانم نشسته بود پای چرخ، اون تو آشپزخونه داشت پیاز سرخ میکرد. تا من وارد شدم گفت بیا آشپزی کن. رفتم دمی گوجه پختم.
پارچه ای که مامانم برا معصومه برش زده بود رو یکم دوختم و به مامانم گفتم کشبافاش رو بدوز خودت(من بلد نیستم)
شام خوردم و اومدم خونم.
امروز برای اولین بااار خودم معصومه رو بردم و شستم. بدجور از حموم میترسه. اولش از ترس میلرزید.
امروز کاپشن بچه مردم اومد.
و امروز دوستم نیومد 😕
