ترشی
دوشنبه هجدهم فروردین ۱۴۰۴ 9:51 توسط انار
|
سلام.
پریشب داشتم با دایی آخری چت میکردم، بعد گفت ترشی ویخوای؟ دادم برام درست کردن، زیاد درست کرده.
گفتم آره.
گفت فردا برات میارم.
گفتم برا شام بیا، گفت نه برا چای میام.
به دلایلی دیروز اومدنش رو کنسل کردم و گفتم امروز بیاد.
میخوام آبگوشت بار بذارم.
تو اتاق نمیره، ولی باید اتاق رو جمع کنم، خونه رو جمع کنم و...
اما الان سرم تو گوشیه. بچه ها خوابن خوب.
+نمیدونم دیشب چرا بچه مردم گرفته بود.
اون از پریشب که بعد از کارش تا ۱۱ و نیم دنبال چرخ خیاطی برا زهرا رفته بودن، اونم از دیشب که از وقتی اومد شام خورد و توی اتاق بود تا موقع خواب.
باید پیام بدم بهش.
