بلبل زبون
پنجشنبه هجدهم اردیبهشت ۱۴۰۴ 20:0 توسط انار
|
برچسبها: مادربزرگ
سلام.
نمیدونم از گم شدن مامانبزرگ بچه مردم دلشوره دارم، یا از بلبل زبونی ای که توی گروهشون کردم. اینکه یه وقت حضوری نشورنم بذارنم کنار، یا با خودشون بگن این عجب آدم کافریه.
مثلا گفتم ایندفعه مامانبزرگتون پیدا شد، هفته ای یه کدومتون بیاد ببرش حرم لنگ اسنپ نمونه. دو نفرشون ماشین دارن دو نفرشون موتور. ماهی یه بار مامانبزرگشون رو ببرن حرم کمرشون نمیشکنه.
از منافعش که خوب بهره میبرن.
حالا اولی و دومی بیشتر، ولی همین بچه مردم هم رهن خونه اول رو از مامانبزرگش گرفت و پس نداد. هروقتم گفتم، میگه اون رو هدیه داده.
همینم نفع حساب میشه دیگه.
برچسبها: مادربزرگ
