توت
پنجشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۴۰۴ 18:36 توسط انار
|
برچسبها: مهمونی
سلام.
تا الان خیلی خوب بود.
دفعه اول قبل ظهر من و بچه مردم تنهایی با موتور رفتیم دور روستاشون رو گشتیم و جلو یکی دوتا درخت واستادیم و توت خوردیم.
دفعه دوم پیاده با بچه مردم و مامانم و حسین و زهرا رفتیم.
یکی دو تا درخت رو زد و بعد زهرا کلی از من و بچه مردم عکس گرفت. سر یه قضیه خیلی خندیدیم.
الانم اومدیم خونه نرگس.
برچسبها: مهمونی
