لل(یخ)
دوشنبه شانزدهم تیر ۱۴۰۴ 21:48 توسط انار
|
برچسبها: پیازچه
سلام.
داشتم ظرف میشستم، در پایین یخچال رو باز کرده میگه نون... لل...
یه بار بهش نون دادم، رفت خورد و برگشت حرفش رو تکرار کرد. یه حبه یخ دادم، رفت خورد و گفت لل... باز نون دادم، خودش رو انداخت زمین و میگفت لل.
گفتم لل نمیدم. تا بار گذاشتن غذا گریه میکرد و میگفت لالا... الانم پنج دقیقست رو پامه و هنوز نخوابیده.
نمازم رو هم نخوندم هنوز👀
برچسبها: پیازچه
