امروز
دوشنبه بیست و هفتم مرداد ۱۴۰۴ 1:14 توسط انار
|
سلام.
امروز به یکی از دختر خاله ها پیام دادم شماره خاله قمی رو بگیرم و بهش گفتم هر وقت رفتم خونه مامانت تو هم بیا.
گفت مامانش گوشی نداره و شماره اون یکی دختر خاله رو داد.
هیچی دیگه به اون پیام دادم گفتم آدرس بده، جواب نداد 🙂
دلم خیلی گرفت .
+امروز کلا خونه عمه علی بودیم. فقط ساعتای ده تا یازده و نیم رفتیم حرم.
فردا هم اگه خدا بخواد ظهر میریم جمکران. شبم اگه حالی بود میریم شهر بازی.
شماره همکلاسیم رو هم ندارم بهش بگم بیاد ببینمش.
اون اومد مشهد بچه هاش مریض شدن و نشد ببینیم هم رو.
قطعی برقشونم برنامه نداره. امروز از ده منتظر قطع شدن برق بودیم. آخرشم بیست دقیقه به پنج تا هفت و ده دقیقه رفت.
دو ساعت و نیم. هلاک شدیم.
