نوشته های وبلاگ
خواب 😴 شنبه دهم آبان ۱۴۰۴ 23:27 توسط انار  | 

سلام.

دیشب سرم تو گوشی بود، بچه ها خواب بودن، بچه مردم میگفت بخواب، الان معصومه بیدار میشه، نمیذاره بخوابی.

گفتم نه الان بیدار نمیشه، میذاره وقتی سرم رو گذاشتم روی بالش، برا ذهنم لالایی خوندم تا آروم بشه و فکر اضافی نکنه، درست وقتی داره خوابم میبره، بیدار میشه.

میخنده میگه آره.

+من امشب تازه فهمیدم دلیل این بی خوابی کشیدنام رو.

ننه ابراهیم راست میگه، همه آزمایشه.

فکر کن من که رو خوابم حساس بودم، بعد از ظهرا هم حتما میخوابیدم، ۵ سال بد خواب شدم. یا کودک درون داشتم، یا بچه شیر میدادم.

سر همه چیز بی خیالم و زیاد عصبانی نمیشم اما سر خواب، هیولا میشم.

هعی... چی بگم؟ خدا رو شکر


آخرین نوشته ها
پنجشنبه هجدهم دی ۱۴۰۴دعوای خونگی 
پنجشنبه هجدهم دی ۱۴۰۴ماشین زمان 
چهارشنبه هفدهم دی ۱۴۰۴آیا؟  
چهارشنبه هفدهم دی ۱۴۰۴ررررررررر 
سه شنبه شانزدهم دی ۱۴۰۴خدا شفا بده.  
سه شنبه شانزدهم دی ۱۴۰۴نمیدونم بهش چی میگن 
دوشنبه پانزدهم دی ۱۴۰۴مثبت نگر باشیم 😶 
یکشنبه چهاردهم دی ۱۴۰۴هفت سال پیش، دیروز 
شنبه سیزدهم دی ۱۴۰۴امشب 
شنبه سیزدهم دی ۱۴۰۴خواااااااااااب😴