نوشته های وبلاگ
چی بگم؟ شنبه پانزدهم آذر ۱۴۰۴ 11:53 توسط انار  | 

سلام.

دیشب ساعت ۴ یهو الکی بیدار شدم، پتو علی رو انداختم روش. یه لحظه تو ذهنم گفتم چه خوب معصومه امشب بیدار نشد.

یعنی کاش این رو نمیگفتم.

سرم رو دوباره گذاشتم روی بالش، چشمام رو بستم بخوابم، یهو معصومه گریه کرد. پاشدم دیدم پای علی رو صورت معصومست.

علی رو قل دادم سر جای خودش.

هر کاری کردم معصومه خواب عمیق نکرد. یه ربع اول که فقط گریه میکرد. قشنگ یک ساعت بیدار بودم.

چی بگم؟ بگم بر چشم شور لعنت؟ 😂😂


برچسب‌ها: خواب# خودم# پیازچه

آخرین نوشته ها
پنجشنبه هجدهم دی ۱۴۰۴دعوای خونگی 
پنجشنبه هجدهم دی ۱۴۰۴ماشین زمان 
چهارشنبه هفدهم دی ۱۴۰۴آیا؟  
چهارشنبه هفدهم دی ۱۴۰۴ررررررررر 
سه شنبه شانزدهم دی ۱۴۰۴خدا شفا بده.  
سه شنبه شانزدهم دی ۱۴۰۴نمیدونم بهش چی میگن 
دوشنبه پانزدهم دی ۱۴۰۴مثبت نگر باشیم 😶 
یکشنبه چهاردهم دی ۱۴۰۴هفت سال پیش، دیروز 
شنبه سیزدهم دی ۱۴۰۴امشب 
شنبه سیزدهم دی ۱۴۰۴خواااااااااااب😴