امشب
جمعه بیست و هشتم آذر ۱۴۰۴ 0:30 توسط انار
|
برچسبها: مهمون# مهمونی# عکس
سلام.
انار خسته با چشمای سوزان و خسته داره مینویسه.
ازینکه زیاد کار کرده باشم خسته نیستما. کار زیادی نکردم، خستگیم بیشتر برا همون استرسی که داشتم بود که الانم فکر میکنم خسته میشم. بعدشم خیـــــــــــــــــــــلی پرخوری کردم. پرخوری باعث سنگینی و خواب آلودگیم میشه. ـ
+معصومه رو هرکاری کردیم نیومد خونه و نمیدونم نصف شب قراره بیاد یا نه. علی و بچه مردم که خوابن.
++امشب خوب بود، پیتزا هم خوب شده بود، فقط ماکارانی کم نمک شده بود.
چون بچه مردم دیر اومد خیلی ذهنم خسته بود، گیج و ویج شده بودم.
+++انقدری که تو جمع خونواده خودمون شوخی میکنم و شوخی میکنیم و میخندیم(حسین خیلی چرت و پرت میگه که خنده داره، ولی قابل گفتن توی وب نیست) تو جمع خونواده بچه مردم ساکت و آروم و متین و با وقارم، تا وقتی من رو به حرف نکشونن. 😬😁
++++معصومه رو آوردن.

برچسبها: مهمون# مهمونی# عکس
