من امینم...
سلام.
محمدامین شون امشب اومدن و تا پنجشنبه جمعه هستن.
محمد امین طفلی خواهر برادر نداره،دوستم نداره اینطوری که هر روز باهاش بازی کنه.
تنها رفیقاش مامانش و شبکه پویاست.به قول خودش تلویزیئون شبكه پوئا.
بعد اینجا که میاد توپش رو برمیداره میره کوچه تنگی کنار خونمون. کی؟وقتی صداشون رو از پنجره اتاق میشنوه میگه دوستام اومدن.
دوتا بچه عرب زبون جنوبی هستن اونادوستت باهاش
سنشونم کم نیست.
اون وقتی داشتیم میومدیم بچه های کوچولو توی راه بدو بدو میکردن اینم میرفت دنبالشون .میگفتیم بیا بریم میگفت نه دوستامن.
هر بچه ای رو دوست خودش میدونه میره جلو میگه من امینم.
دلم براش میسوزه اینکه بعضیها دوسال پشت سر هم بچه میارن خیلی خوبه.
کار خوب رو اونا میکنن.
اینا رو مسخره نکنید،سرزنش نکنید، اذیت نکنید.
۱۳۹۸/۶/۲۳
++از اول دوتا بچه پشت سر هم میخواستم انگار 😁
ببین الان دوتاشون رفتن توی حیاط و بازی میکنن.
گاهی علی معصومه رو اذیت میکنه، ولی هم بازی همدیگه شدن.
دیروز علی خونه مامانم بود، معصومه میگفت بلیم خونه مامزگ. گفتم براچی؟ گفت بلیم علی باژی کنیم.
یا اون شب عموی علی بهش میگفت آبجیت رو میدی به ما؟ علی گفت نه.
بهش پیشنهاد یه عالم بستنی هم داد اما قبول نکرد.
بعد گفت فاطمه سادات بیشتر میزنتت یا یاسمین؟ علی گفت یاسمین.
عموش گفت یاسمین رو میبرم به شرطی که یه بستنی بهم بدی. علی قبول کرد. 😂
++چرا آخرش اینجوری شد 😂🫣😶🌫️
