نوشته های وبلاگ
امروز یکشنبه سوم اسفند ۱۴۰۴ 20:21 توسط انار  | 

سلام.

چقدر من هیچ کاری نکردم، اما خستم. مثل همیشه.😬

یه روز عروس اومد خونه مامانم، گفت میخوام چرخم رو بفروشم. قیمت پرسیدم، گفتم با بچه مردم مشورت کنم شاید خریدم.

مشورت کردم و به توافق رسیدیم پولی که برا گوشی کنار گذاشتیم رو چرخ عروس رو بخریم. به عروس پیام دادم، گفت داداشت مخالفت کرد. منم گفتم باشه.

رفت و رفت و رفت، دیشب قبل خواب بچه مردم یهو گفت چرخ عروس رو نمیخری؟ گفتم نمیفروشه.

گفت نمیخوای چرخ بخری؟ گفتم نمیدونم، یهو رفتم دیوار یدونه پیدا کردم، فرستادم برا بچه مردم، بررسی کرد گفت فردا میرم ببینمش.

ظهر که اومد، یهو یادم اومد قرار بوده بره چرخ ببینه. بعدشم دیدم خریدش.

خیلی خوشحال شدم. میگه خوشحالی نداره، پول خودته دیگه.

بعد از ظهر داشتم ظرف میشستم، علی از خونه مامانم اومد، گفت امشب خونه دایی همسایه دعوتیم.

هیچی دیگه سوپرایز شدم.

یکم شیرینی کشمشی درست کردم و بردیم هم به عنوان شیرینی چرخ خیاطی، هم جبران اون یکیا که سفت مثل بیسکوئیت شده بود و گند زده بودم بشه.

+امشب بچه مردم میگفت یه شب خونوادم رو بگیم بیان، یه شب دایی صابخونه و دایی همسایه و مامانت و داداشت. گفتم خالم هم خیلی وقته میگه میخوایم بیایم، اونم بگیم با آقای فلانی؟ گفت آره.

فقط در حد تعیین مهمون برنامه ریختیم. هنوز نمیدونیم چی درست کنیم 😄

++زنداییم میگه راسته دوزی یاد بگیر... میگم من تازه میخواستم پرده خونم رو ببرم مامانم نوارش رو عوض کنه. 😁میگه خودت بدوز. میگم نه دیگه، تمیز در بیاد 😂


آخرین نوشته ها
شنبه نهم اسفند ۱۴۰۴🥺🥺 
شنبه نهم اسفند ۱۴۰۴هه آزادی؟  
شنبه نهم اسفند ۱۴۰۴...  
شنبه نهم اسفند ۱۴۰۴ویرووس 
جمعه هشتم اسفند ۱۴۰۴در حال حاضر 
جمعه هشتم اسفند ۱۴۰۴امروز تا الان 
جمعه هشتم اسفند ۱۴۰۴خدمتکار 
پنجشنبه هفتم اسفند ۱۴۰۴سبزی 
پنجشنبه هفتم اسفند ۱۴۰۴بترس 
چهارشنبه ششم اسفند ۱۴۰۴مرد آبنباتی