نوشته های وبلاگ
آزمایشگاه دوشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۴۰۰ 8:49 توسط انار  | 

سلام.

آخ دستم درد میکنه.

بلاخره اومدم آزمایشگاه.

گشنمه😥

رفتم خونم رو گرفت، بعد دوتا بطری داد که توش یه پودری بود، گفت اینا رو آب بریز توش، هم بزن و بخور.

جای دیگه میدیدم که آب قند میدن برای آزمایش تحمل گلوکزشون.

بعد گفت ساعت نه و نیم و ده و نیم و یازده و نیم هم بیا...ناشتا باش بالا هم نیار.

با خودم گفتم چرا بالا بیارم؟...راستش الان حالت تهوع دارم.

کاش خونمون نزدیک بود میرفتم یه کله میخوابیدم.

بزنم تو نت ببینم چی بود اونی که خوردم من.

 


آخرین نوشته ها
دوشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۴۰۴خواب ترسناک 
یکشنبه بیست و ششم بهمن ۱۴۰۴خواب نمیخرد مرا...  
یکشنبه بیست و ششم بهمن ۱۴۰۴رمضان 
شنبه بیست و پنجم بهمن ۱۴۰۴حرم موخوام 
شنبه بیست و پنجم بهمن ۱۴۰۴عطر 
شنبه بیست و پنجم بهمن ۱۴۰۴پست  
جمعه بیست و چهارم بهمن ۱۴۰۴امروز 
جمعه بیست و چهارم بهمن ۱۴۰۴استوری 
پنجشنبه بیست و سوم بهمن ۱۴۰۴چرا ☹️ 
پنجشنبه بیست و سوم بهمن ۱۴۰۴تولد