دی...
پنجشنبه هفدهم شهریور ۱۴۰۱ 9:11 توسط انار
|
برچسبها: پدر
سلام.
دیروز رفتم عیادت بابام.
مامانم با دکترش صحبت کرده. دکتر گفته وقتی آوردنش وضعش خیلی خطرناک و بد بوده. دو سوم مغزش درگیر بوده ولی الان خیلی بهتر شده.
نوع نگاه کردنش، سر چرخوندنش و حرکاتش خیلی خوب شده.
احتمال اینکه اینروزا مرخص بشه زیاده.
جاری دیشب میگفت بابا بزرگ منم همینطوری شده ولی الان از ما سرحالتر و بهتره.
+دیشب رفتیم کوهسنگی. شب خوبی بود. جدای طولانی بودنش و نق نقای علی، خوش گذشت.
ساعت یک و نیم رسیدیم خونه... یازده و نیم تازه جامون رو تغییر دادیم.
کلا علی دیشب خوب خوابید ولی وقتی بیدار بود همش نق میزد.
اگه علی گریه نمیکرد حالا حالاها بودیم. تازه نوبت من شده بود بیست سوالی جواب بدم😒
++یکم سوال بپرسید
برچسبها: پدر
