آشپز کوچک
شنبه بیستم مرداد ۱۴۰۳ 0:26 توسط انار
|
برچسبها: تربچه# حرف زدناش
سلام.
دیشب میخواستم نیمرو بپزم، تخم مرغ از یخچال در آوردم، بچه مردم اومد نشست جلو گاز که درش رو روغن کاری کنه. تو ماهیتابه روغنم ریختم. بچه مردم گفت من سیرم نمیخواد بپزی. منم هم گشنم بود هم خوابم میومد، قهر کردم اومدم سمت گوشی.
بچه مردمم رفت سمت گوشیش.
یکم بعد صدای تق تق اومد. اول بچه مردم متوجه شد. گفت صدای چیه؟ گفتم تخم مرغ.
پاشدیم رفتیم سمت گاز، دیدیم علی سه تا تخم مرغ برداشته داره یکی یکی میزنه به گاز که نیمرو درست کنه. 😂
ترک خورده بودن، ولی نشکسته بودن.
میگیم داری چیکار میکنی؟ میگه توگوموگ دُست میکنم.
برچسبها: تربچه# حرف زدناش
