نوشته های وبلاگ
بزن که خوب میزنی یکشنبه هفدهم خرداد ۱۴۰۵ 10:39 توسط انار  | 

سلام.

معصومه پرچما رو آورده و یکیش رو میده بهم میگه مامان بیا پلچم.

بزن که خوب میزنی بذال.

بعد پرچم رو تکون میده میگه ملگ ملگ آملیکا.

یه شب دیگه پرچم برداشته بود تکون میداد میگفت حیدَل .. .حیدَل....

+یه بار گفته بودم دلم برا گوش دادن بزن که خوب میزنی تنگ شده.

تو بهشت رضا بودیم، بلندگو داشت پخشش میکرد، من حواسم نبود.

علی گفت مامان هنوز دلت برا بزن که خوب میزنی تنگ شده؟

گفتم آره.

گفت الان گذاشته. و یه لبخند خوشگل زد😊

😄


برچسب‌ها: حرف زدناش# تربچه# پیازچه

آخرین نوشته ها
چهارشنبه بیست و هفتم خرداد ۱۴۰۵لیاقت 
سه شنبه بیست و ششم خرداد ۱۴۰۵بارون 
سه شنبه بیست و ششم خرداد ۱۴۰۵تنبلی 
سه شنبه بیست و ششم خرداد ۱۴۰۵مردم رد دادن 
سه شنبه بیست و ششم خرداد ۱۴۰۵امشب 
دوشنبه بیست و پنجم خرداد ۱۴۰۵اعتماد به سقف 
دوشنبه بیست و پنجم خرداد ۱۴۰۵خیاطی 
دوشنبه بیست و پنجم خرداد ۱۴۰۵نالاحت 
یکشنبه بیست و چهارم خرداد ۱۴۰۵درد 
یکشنبه بیست و چهارم خرداد ۱۴۰۵توموم