نوشته های وبلاگ
فکر کنم شب بریم 😂 چهارشنبه بیستم خرداد ۱۴۰۵ 12:43 توسط انار  | 

سلام.

پیام دادم میگم خوابی؟

زنگ زده میگه خونه ننه ام، یه چیزی بپز بیام بخوریم، بریم دولت آباد.

فکر کنم باز قراره بریم یه نقطه کور به خاطر توت.

خدایا شکرت امسال این میوه کوچولوی رایگان رو زیاد قسمتمون کردی.

+چرخ خیاطیم خراب شد. منتظر بودم بچه مردم بیاد کشباف رو از زیر چرخ در بیاره 🫤

پاشم قابلمه ها رو بشورم. 😫


آخرین نوشته ها
دوشنبه یکم تیر ۱۴۰۵بچه داری 
دوشنبه یکم تیر ۱۴۰۵دلسوزی 
یکشنبه سی و یکم خرداد ۱۴۰۵بی لیاقت 
یکشنبه سی و یکم خرداد ۱۴۰۵خدا رحم کنه قیچی جراحیش جا نمونه 
یکشنبه سی و یکم خرداد ۱۴۰۵بلاگیکس 
یکشنبه سی و یکم خرداد ۱۴۰۵چسب زخم❌چسب خون✔️ 
شنبه سی ام خرداد ۱۴۰۵دلسوخته 
شنبه سی ام خرداد ۱۴۰۵وقتی قسمتت نیست.  
شنبه سی ام خرداد ۱۴۰۵خوش خیال 
جمعه بیست و نهم خرداد ۱۴۰۵بهانه گیر