قربون صدقه
چهارشنبه بیست و یکم مرداد ۱۴۰۵ 10:45 توسط انار
|
سلام.
عزیزعلی از دامادشون دلخوره، براکه وقتی مامانبزرگ بچه مردم فوت کرد، نیومد مشهد تسلیت بگه.
الان قمیم.
عمه علی گفت تا شوهرم نیومده پیشتون فاتحه بخونه، پاتون رو خونمون نذارید. من گفتم مامانم قهره.
حالا زنگ زده، چه قربون صدقه هایی میره.
سلام عزیزم، فدات بشم. قربونت بشم. کی میاین خونمون؟!
عزیز علی گفت باهات قهرم.
میگه دلت میاد بامن قهر باشی؟! یا من خیلی بدم، یا تو دلت سنگ شده.
نمیدونم چرا یاد دوست دختر دوست پسرا افتادم. 😕
+حرف زدن دامادای مامان من با مامانم کاملا محترمانه و بدون قربون صدقه و این حرفاست.
چم دونم.
