جامانده
دوشنبه بیست و ششم مرداد ۱۴۰۵ 10:42 توسط انار
|
سلام.
پریشب خواب بودم. نمیدونم بچه مردم بیدارم کرد یا خودم بیدار شدم.
چشام رو توی تاریکی باز کردم، فکر کردم توی موکبم، یقه لباسم رو کشیدم روی سرم، گفتم از کجا لامپ روشن میشه؟!
بچه مردم لامپ رو روشن کرد و با خنده گفت چی میگی؟!
هنوز گیج بودم و به تنظیمات خونه بر نگشته بودم. گفتم فکر کردم موکبم.
گفت بعد فکر کردی من کیم؟!
گفتم مردم.
+دیشبم وقتی معصومه بیدار شد، یکم فکر کردم خونه نیستم.
روحم هنوز جا مونده اونور مرز.
++بلاگفا برام کم پیش میاد بیاد بالا. وگرنه زیاد پست میذاشتم.
