نوشته های وبلاگ
کاروان پنجشنبه بیست و دوم مرداد ۱۴۰۵ 2:46 توسط انار  | 

سلام.

پرسید با کاروان رفتی؟! گفتم آره، با کاروان ۳ نفره.

ولی نگفتم کیا تو کاروانمونن.

رئیس کاروان عمو حمید بچه هاست

من و عزیز علی هم زائراشیم.

خداییش رئیس کاروانمون عالی بود. صبور، خوش اخلاق، شوخ طبع با محرم و محترم با نامحرم کاروانش.

خدا خیر دنیا و آخرت رو بهش بده.

خیلی توی سفر اذیتش کردم. بزرگترینش همین دو روز لب مرز موندن.

الانم گفتم من فردا میرم خونه خالم. احتمالا بلیط رو دیرتر بگیره.

دمش گرم. نمیدونم چطور جبران کنم.


برچسب‌ها: سفر

آخرین نوشته ها
دوشنبه بیست و ششم مرداد ۱۴۰۵گربه 
دوشنبه بیست و ششم مرداد ۱۴۰۵فامیل مادری و پدری 
دوشنبه بیست و ششم مرداد ۱۴۰۵بی حسی 
دوشنبه بیست و ششم مرداد ۱۴۰۵جامانده 
شنبه بیست و چهارم مرداد ۱۴۰۵لوبیا سبز و عشق 
شنبه بیست و چهارم مرداد ۱۴۰۵بی برقی 
پنجشنبه بیست و دوم مرداد ۱۴۰۵کاروان 
چهارشنبه بیست و یکم مرداد ۱۴۰۵مامان یا ماشین؟!  
چهارشنبه بیست و یکم مرداد ۱۴۰۵قربون صدقه 
دوشنبه نوزدهم مرداد ۱۴۰۵تاریخ