نمیدونم آدمای فضول که با خوندن وبم اذیت میشن، چرا هنوز میان وبم؟
لابد دنبال یه سوژه دیگن تا دوباره پاچه بگیرن.
به جان خودم خواهر شوهرم حتی نمیشه گفت اونقدر بد نیست چون اصلا بد نیست و نیش نمیزنه که اون تو یه روز زد.
تو هر روضه ای که بشنوم به یادشم.به یاد حرفش...و با شنیدن روضه دلم از حرفش میشکنه.
این اتفاق خوبی نیست براش.
لابد از دل درد من خوشحاله و اگر اتفاقی خدایی نکرده برا کودک درون بیفته، میره استوری میکنه توی اینستاش که اونی که توی بهشت رضا آش خورد اینطوری شد...ممنون ازتون.
خدا نکنه خواب آخرم(به دنیا اومدن خیلی زود هنگام کودک درون) تعبیر بشه.
😥
خوابم میاد
برچسبها: خواب
دوست بچه مردم زنگ زده بهش و داره درد و دل میکنه از وضع اقتصادی.
بچه مردمم میگه عب نداره، ما هم اول زندگی همینجوری بودیم.
🙄 اگه یکی دوماه پیش اول زندگیه، آره ماهم همونجوری بودیم.
ولی خوب خدا روزی رسونه...گشنه نگهمون نمیداره.😁
سلام.
از ظهر یکسره انقباضات رحمی دارم. همراه با کمی درد.انگار از چارطرف پوستم رو دارن میکشن.
ظهر بادمجون پخیدم.
از حیاط و خونه همساده ها بوی رب خونگی میاد.
فردا باید بزنم تو کار جمع خونه...بچه مردم قراره بره.
و برا شب سفارش آبگوشت داده...
ما گوشت داشته باشیم همش آبگوشت میپزیم...آبگوشت رو به قیمه و قرمه سبزی ترجیح میده...البته که من قورمه سبزی دونفره درست کردنم افتضاحه...و کلا توی این ۹ ماه شاید ۳ بار پختم.
مامانم شون امشب ماکارانی پختن...
من ماکارانی میخوام.
باید آروم آروم بچه مردم رو راضی کنم یه روز ماکارانی بپزم.
+ فردا باید گاز رو تمیز کنم، لباسا رو جمع کنم، شاید سفره رو بشورم، خونه رو جارو کنم، شاید یخچال رو تمیز کنم، اپن رو بشورم.
دلم میخواد یه کیک کوچیکم درست کنم، برا وقتی که گشنم شد چیزی باشه بخورم.
ببینم فردا زنده هستم یا نه؟ توان انجام کاری رو دارم یا نه؟ کودک درون اذیت میکنه یا نه؟.
ان شاءالله که انجام بدم همش رو.
کاش یه جا یه دکمه وجود داشت، چیزی رو که یه جا گذاشتی پیدا میکرد و میاورد برات.
من چه میدونم الان قوریای دیگم توی کدوم کارتون توی انباریه؟(۳ تا دیگه دارم)
انباری ای که هیچ راهی بهش نیست...
عمرا بچه مردم بره بالا برا من قوری پیدا کنه و بیاره🙁
چایی میخوام
اگه میدونستم میشکنه یکی دیگه رو هم دم دست میذاشتم🙁
سلام.
خواستم براش گل محمدی دم کنم، قوری رو خواست بیاره، زد شکستش...
میگه تقصیر توهم هست...میگم براچی؟
میگه اومدم درش رو باز کردم ببینم تمیزه یا ناشور، دیدم یه پر چای داره، برگردوندم بیاد بیرون از دستم افتاد شکست.
میگم فقط دنبال یه مقصر دیگه بگرد برا اشتباهت.
میگه (نمیدونم) آمریکا و کشورای دیگه همینجورین...هواپیما که سقوط کنه یه نفر رو مقصر نمیدونن ، میگردن دنبال ۱۰ تا مقصر.
+ خدایا به ما خانومها صبر عنایت بفرما!
خو چه ربطی داره قوری و هواپیما بهم؟
سلام.
امروز چند تا کار کردم.
یکی اینکه موهام رو گفتم کوتاه کنه بچه مردم.
یکی اینکه دو تا ازون قرص خون سازای گیاهی خوردم.
و اینکه املت پختم بلاخره.
و تخم شربتی خیس کردم.
الانم بچه مردم رفته بیرون، ولی سفارش کوکو داده و کوکو هم طوریه که نمیشه کار دیگه کرد.
گشنمه...
+بچه گربه هم گشنشه...وقتی گشنه میشه میاد رو طاقچه پنجره حیاط راه میره و میو میو میکنه.
ولی خوب چیزی درخور اون نداریم امروز...دیروز انقدر میومیو کرد یه گردن مرغ انداختیم واسش.
بچه مردم رفت شیر بگیره...دفعه قبل تقریبا نصف بیشتر شیرا رو شاید گربه خورد.
برچسبها: غذا
سلام.
صبح یکی داشت پستهای خرداد ماهم رو میخوند.
برام جالب بود.
چرا؟؟
سلام.
آنتنمون دیگه واقعا سوخت.
از ظهر داره سخنرانیای رائقی پور رو گوش میکنه...
امروز چقدر دیر میگذره.
دلم میخواد بگم ساعتای ۵ ،۶ بریم بیرون.
گوشی هم چیزی نداره...حوصلم سر رفت واقعا.
+فکر کنم الان دیگه کودک درون فقط سمت چپ نیست...
شایدم قلب خودم رفته سمت راست شکمم.
++تازگیا خوراکم زیاد شده.
دیشب سر شب پلو عدس خوردم، ساعت ۲ هم که اومدیم بازم پلو عدس خوردم، باز ساعت ۷ صبح داشتم ضعف میکردم.
یا امروز ظهر بچه مردم گفت کم نیست برنج؟ گفتم نه.
سر سفره خواستم کم کنم مال خودم ر، بعد گفتم بی خیال اضاف اومد میدم بهش...بشقاب پرم رو خوردم، بعدم چسبیدم به ته قابلمه ته دیگ خوردم🙄
+++نه همون سمت چپه.
زهرا میگه خواب دیدم بچت به دنیا اومده...به بچه مردم میگم، میگه نه نمیخواد الان پول ندارم😐
++++یکی هم گفته کسی که رائفی پور گوش میده، با کسی که تتلو گوش میده فرقی نداره...
باشه تو راست میگی...این دوتا برابرن...مخصوصا حرفاشون🙄😐
سلام.
دیشب رفتیم هیئت...براتون دعا کردم.
توی کوچه زیر علمک گاز نشسته بودم، هر از چندگاهی بوی گاز میومد...موقع خوندن زیارت عاشورا هواسم همش به گاز بود.
+من واقعا هر سال که میگذره ، گیج تر میشم سر روضه ها.
شیخه میگفت توی قضیه عاشورا تحریف وجود نداره.
تحریف ینی اینکه اون قضیه اصلی رو کامل از بین ببری، کامل کامل، بعد یه چیز دیگه جایگزینش کنی...
ولی اینکه مداحا گاهی چرت و پرت میخونن تحریف نیست، چون منبعش هست میتونی بری حقیقت رو خودت ببینی.
کلا دیشب حرفاش هول همین تحریف نشدن قضیه عاشورا بود.
+ اما خوب همه مردم نمیرن منابع اصلی رو پیدا کنن و تحقیق کنن...و اینکه به حرف اون مداح و روضه خون و سخنران اعتماد میکنن، میگن لابد اینجوری بوده و ما نشنیده بودیم.
مثلا من تا این ۲۵ سال عمری که کردم، نشنیدم روی تل زینبیه کل خانومای بنی هاشم بیان و شهادت امام حسین رو همشون ببینن.
مثلا این گفت همشون بودن و دیدن، حتی حضرت رقیه...بعد یه روضه خون دیگه گفت( شایدم سخنران) که هیچی به حضرت رقیه نگفتن که بابات شهید شده.
نمیدونم.
سلام.
صبح رفتم خونه مامانم
تلویزیون روضه آقای کوثری رو گذاشته بود.(مامانم خیلی دوست داره روضه خوندنش رو)
بابام میگه روضه خون باید اینطوری باشه، تا دهنش رو باز کرد یه کلمه گفت مردم گریه کنن...
مامانمم موافقت کرد و گفت چیَن این روضه خونای امروزی؟
یه ذره میخونن و تموم.
گفتم آقای ح(دایی بچه مردم) مثل این روضه میخوند مگه نه؟(من توی فیلمایی که ازش گرفتن دیدم وگرنه یادم نمیموند)
مامانم گفت آره، خدا بیامرزش اونم خیلی خوب میخوند.
+امروزم رو با روضه تاسوعای مهدی رسولی سر کردم.اونم خوب میخونه.
داشتم فکر میکردم، با خودم میگفتم خوش به حال روضه خونا ،چه ثوابی میبرن...همین روضه ها و اشکایی که در میارن چه پارتی بزرگی میشه براشون توی اون دنیا.
یه اشک بریزی برا امام حسین پارتی میشه، چه برسه اشک در بیاری.
+ خدا کنه امسال خونه مامانم روضه خوبی خونده بشه.
و تا آخر محرم که روضه های مامانمه، کرونا و مریضی کمتر بشه.
برچسبها: خانواده
سلام.
امشبم لیاقت نداشتم برم هیئت...
امسال لیاقت نداشتم برا حضرت ابوالفضل عزاداری کنم .
یعنی کار اشتباهی کردم که گفتم عب نداره بیاین؟
+ خیلی خسته شدم امروز و امشب.
از راه اومدم شروع کردم به جمع و جور و پخت و پز.
تازه خونه رو بچه مردم جارو زد.
آبگوشتم دوساعت توی قابلمه بود نپخت، بعد انداختیم توی زودپز...
خیلی خوب شده بود...داداشش یکسره میگفت چقدر خوب شده، چقدر توی زودپز خوب میشه، خانوم زودپز ما چیش خرابه؟ درستش کنیم ازین به بعد توی زودپز آبگوشت بپزیم.
خیلی خیلی خوابم میاد.
بچه مردم برام بسته گرفت.
ظرفا رو جاری جون شست، یکم مونده که فردا بیکار و تنهام، میشورم.
کاش فردا تلویزیون چیزای خوب داشته باشه....خیلی بده تاسوعا بگذره و من انگار نه انگار باشم.
برچسبها: مهمون
سلام.
خالم داره بر میگرده.
مامانم صبح گفت میای بریم خداحافظی؟
گفتم آره.
اومدیم اینجا.
ساعتای یک و خورده ای مامان محیا پیام داد که امشب هستین...خوب میخواستیم بریم هیئت ولی بعد ۵ ماه قرار بود بیان، گفتم آره.
گفت یه سر میایم...گفتم اونهمه راه دور، برا شام بیاین🙄
گفت باشه.
زنگ زدم بچه مردم گفتم گوشت و پیاز و گوجه در بیار و نخود خیس بذار.
الان داره ۴ میشه ساعت و مامانم داره چمدون میبنده.
😬
دیر شد...
برچسبها: مهمون# مهمونی
سلام.
گویا امشب نتم تموم میشه😬
یه گیگ مونده، بدم بچه مردم فیلم دانلود کنه.
+دیروز بعد از ظهر بچه گربه همچین ناز خوابیده بود توی جعبه...به بچه مردم میگفتم دشوری دارم ولی دلم نمیاد بیدارش کنم.
طفلک خیلی خوابش میومد، براکه بچه مردم که رفت توی حیاط از جعبه رفت روی دیوار و اونجا خوابید.
الانم گنجشکا همچین قشنگ تو باغچه رو دارن زیر و رو میکنن و جیگ جیگ میکنن که آدم دلش نمیخواد بره بیرون...میدونید که گنجشکا برعکس موسی کو تقیا ترسوان و نگاشون کنی در میرن، چه برسه در رو باز کنی.
+ربات گفتینو از تلگرامم حذف کردم...برا همین پیام میذارید دیر میفهمم.
سلام.
تازگیا باز خوابم زیاد شده...
طبیعیه.
سه ماه اول و سه ماه سوم کودک درون دارا یکسره خستن...بی دلیل...
یکسره غر دارن...بی دلیل...
مردا باید صبور باشن...دیگه هرکی بچه میخواد باید قدرت تحملش رو ببره بالا...
خانوما باید کودک درون رو تحمل کنن و آقایون باید رفتارای خانوماشون رو تحمل کنن...
و مردی که بتونه تحمل کنه، گلیست از گلهای بهشت.
بچه مردم تقریبا میتونه تحمل کنه، ولی بعضی وقتا از دستش در میره و صداش گاهی میره بالا که ، بعد پشیمون میکنمش از کارش.
+دندان و سرم بازم درد میکنه...آدم سر درد هم دلش میخواد بخوابه...شایدم همه اینطور نباشن.
برچسبها: کودک درون
سلام.
کودک درون دارا خیلی گناین(گناه دارن)
ازونور ۸ ساعت ناشتا چیزی نخوری، ازینور هر یک ساعت بری خون بدی، بازم چیزی نخوری...
هنوز یکی دیگش مونده.
خونام تموم شد.
توان راه رفتن نداره دیگه پام.
نفس کشیدن برام سخت شده دیگه.
بچه مردم میگه اینهمه خون میگیرن دو روز دیگه میگن شما کم خونی باید فلان دارو رو بخوری.
آزمایش ادرارم باید بدم.
رفتم گفتم آزمایش ادرارم دارم؟ گفت آره ساعت آخر🥺
دارم میترکم.
سر صبح رفتم دستشویی ولی بعدش ۳ لیوان آبجوش خوردم...اون دوتا شربتم بگو...فکر کن نزدیک ۱۰ ساعتم چیزی نخوردم به جز همینا.
واقعا گناین خانومای کودک درون دار...اصلا کودک درونشونم گنایه.
چرا ۱۲ ساعت؟😩
گشنمهههههههه
برچسبها: کودک درون
سلام.
آخ دستم درد میکنه.
بلاخره اومدم آزمایشگاه.
گشنمه😥
رفتم خونم رو گرفت، بعد دوتا بطری داد که توش یه پودری بود، گفت اینا رو آب بریز توش، هم بزن و بخور.
جای دیگه میدیدم که آب قند میدن برای آزمایش تحمل گلوکزشون.
بعد گفت ساعت نه و نیم و ده و نیم و یازده و نیم هم بیا...ناشتا باش بالا هم نیار.
با خودم گفتم چرا بالا بیارم؟...راستش الان حالت تهوع دارم.
کاش خونمون نزدیک بود میرفتم یه کله میخوابیدم.
بزنم تو نت ببینم چی بود اونی که خوردم من.
سلام.
داشتیم مستند میدیدیم تا همین یه ربع پیش.
در مورد اتفاقایی که بین آمریکا و روسیه افتاده بوده.
وضعیت اقتصادی خیلی بد و افتضاح روسیه بعد از توافقاش با آمریکا...
بد قولیای آمریکا...
صف و دعوا و کتک کاری سر یه تیکه کالباس...
اومدن یه رهبر آمریکا دوست و افتضاح تر شدن وضعیتشون ، در حدی که به فحشا کشیده شده بودن.
بچه مردم میگه روحانی هم قصد همین کارا رو داشته...آمریکا هنوزم قصد داره وضع ایران رو مثل اونموقع روسیه کنه.
مامانم دیروز میگفت روحانی هرچی که بود حد اقل مثل اشرف غنی بی عرضه نبود...گفتم چرا بود، اگر رهبر نبود معلوم نبود چیکار میکرد با ایران.
هئی...خدا نکنه اون وضع پیش بیاد...وضعی که مردم قحطی و بد بختی واقعی رو بچشن ، بعد بگن نه واقعا آمریکا بد بوده.
+ مردم روسیه قبل از بد بختی حسرت زندگی آمریکاییا رو میخوردن و آمریکاییا حسرت زندگی روسا رو.
آمریکا هم حرفش این بوده، حالا که همه چیز دارن، باید خواسته هاشون رو زیاد کنیم...و با تبلیغات مختلف خواسته های مردم رو زیاد کردن.
بازم میگم قدر بدونید ، قدر بدونید، قدر بدونید شما رو به خدا...انقدر ننالید از دست حکومت...
که اگه این حکومت نبود معلوم نبود اینجا شده بود افغانستان دوم یا شوروی دوم.
+این حمید محمدی فکر کنم توسط گویندگیایی که روی مستندای مفید میکنه، معلوماتش خیلی بالا رفته...
برچسبها: انار پکر
سلام.
گویا دوباره قراره تعطیل کنن ادارات و اینجور چیزا رو.
کاش تعطیل نمیکردن.
اینطوری هرچی تعداد آمار بالا بره میندازن گردن هیئتا، مخصوصا اونایی که میرن مسافرت.
میذاشتن بعد عاشورا و تاسوعا تعطیل میکردن.مگه چند روز دیگه مونده؟
مسئولینم کرم دارن.
اصلنشم باهاش قهرم که بیدار نشد😒
یه ربع به ۸ بیدارش کردم میگه هنوز۸ نشده.
موقع نماز داشتم ضعف میکردم، چیزی نخوردم برای آزمایش، بعد این پا نشد منو ببره.
+دیروز میگم تو هیچ حسی به بچمون نداری...
میگه چرا حس دارم، هر لحظه که به روز به دنیا اومدنش نزدیک میشیم، نگران اینم که پول بیمارستان و چیزای دیگه رو از کجا بیارم...و نگرانی یک حسه.😐
نزنم لهش کنم؟
طفلک کودک درون.
وسطای راه کمرم درد گرفت گفتم بچه مردم بیاد دنبالم.
بهش میگم فرداشب با تو میام...میگه زنانه نداره...😒
فکر کنم باید خونه نشین بشم امسال...نمیتونم از هیئت تا اینجا رو پیاده بیام🙁
خستم
سلام.
اومدیم هیئت فامیل بابام.🙄
گرمه.
روضه که تموم شده🙁
قدیم نوحه هاشم گریه دار بود.
الان اینطوری نیست🙁
شاید از فردا شب با بچه مردم رفتم.
+روضه رو آخر خوندن🙂
سلام.
و امسال هم ۵ روز از محرم گذشت و من چیزی نفهمیدم.
به مامانم گفتم اگه امشب رفتین هیئت منم میام.
هیئت خالم شون توی حیاطه...و با رعایت فاصله.
ولی هیئت فامیل بابام توی همون خونه همیشگیه.
بریم هیئت خالمشون.
با ماسک.
+امروز مداحی گذاشته بودم و آروم آروم ظرف میشستم...یهو در باز شد و مامان بچه مردم اومد.
خدارو شکر خونه ها جمع بود، منم مشغول بودم.😁
البته ازون زخم زبون زنا نیست مامانش...ولی دلم نمیخواد حتی توی دلش چیزی بهم بگه.
+این الی که اومده بود میخواست تخریب اعصابم کنه، چقدر حرفاش مثل خواهرشوهرا و فامیل شوهر بود🤣
البته که خواهر بچه مردم دوره...توی مجازیم بیشتر طرف من رو میگیره تا داداشش...
خدایا شکرت برای خواهر و مادر خوب بچه مردم.
با بقیه فامیلشم رفت و آمد نداریم ،چی بشه سالی یه بار در حد سلام و احوال پرسی.
سلام.
یه عده میگن شاه خوب بود، کاش شاه بود.
نمیدونن شاه بود آمریکا توی کشور ول بود.
نمیبینن افغانستان رو که رئیس جمهوراش دست نشونده آمریکان به چه روزی در اومده...
یه روز خوش ندیده.
همش جنگ بین آمریکاییا و طالبا. طالبا و دولتیا.
آمریکاییایی که به اسم کمک اومدن و تمام منابعش رو بالا کشیدن.
ازونورم آدم تربیت کردن و با خیال راحت مثلا.
الانم که دوباره میخوان بیان ، کل افغانستان رو بمبارون کنن تا مثلا طالبا نابود بشن.
هئی...
حالم بد میشه با فکر کردن به این چیزا.
واقعا یه عده از مردم قدر نشناسن...قدر امنیتشون رو نمیدونن.
من برم سرم رو بکوبم به دیوار.
سلام.
خوشحال نیستم موتور بچه مردم خرابه هاااا، ولی یه خوبی داشت.
دیروز داداشش زنگ زده بود در مورد کاری که معرفی کرده بود و بچه مردم رفته بود میپرسید...بچه مردم میگفت کارش خیلی آشغال بود، اگه موتور میداشتم بر میگشتم.
البته برا پولش هم اذیتش کرده بود...این گفته بود ۵۰۰، مرده ۳۵۰ داده بهش.
واقعا من موندم چطور از گلوشون پایین میره...خوب نداری سرامیکات رو عوض نکن.
یا ۳ سال پیش بابام یه جا کار کرده بود یک و خورده ای مونده بود از پولش...امسال مرده گفته به فلان دلیل و اینجوری و اونجوری ۶۰۰ بیشتر بهت نمیدم...تا الان ۳۰۰ دیگش مونده
سلام.
دیروز پسر خالم به دنیا اومد.
بچه ششم خالم.
خیلی ناز و جیگره.
مامانم عکس خالم رو دیده بود، میگه چقدر شبیه مامانش شده.
زنداییم هم گفت یاد عمه افتادم.
و همزمان با شاد شدن، غمگین شدن.
ما که ندیدیم مامانشون رو.
ولی خیلی خوبه یکی از بچه ها شبیه مامان یا بابا بشه...اونطوری چهرشون همیشه جلو چشمته...یا دلتنگشون شدی میری اون رو میبینی.
ولی خوب این خالم توی قمه و دور از انظار.
+خدا بچش رو حفظ کنه ، به چشم من یکی که خیلی اومد، کاش چشم نخوره خدایی نکرده.
++تازگیا به نی نیا حس خوبی دارم...همش چند ماه دیگه رو تصور میکنم که ان شاءالله یکی از همین گوگولیا مال خود خود خود منه.
خوب باشه مال خود من نیست، ولی خوب همیشه پیشمه.
