نوشته های وبلاگ
بوطی یکشنبه بیست و هشتم آبان ۱۴۰۲ 7:40 توسط انار  | 

سلام.

اینطوریه که من به بطری آبش میگم بطری، بچه مردم میگه قوطی.

علی هم ترکیب کرده میگه بوطّی.

+امروز یه مگس اذیتش کرد و بیدارش کرد. مگس رو که کشتم، خوابش داشت سنگین میشد، پاشدم برا خودم شیر ریختم، اومدم بخورم که دوتا گربه جیغ و داد کردن و علی دوباره بیدار شد.

خواستم بغلش کنم بخوابونش، بدو بدو رفت دم در ببینه گربه ها چیکار میکنن. بعد اومد خوابید.


برچسب‌ها: تربچه# حرف زدناش# خواب

آخرین نوشته ها
دوشنبه بیست و ششم مرداد ۱۴۰۵گربه 
دوشنبه بیست و ششم مرداد ۱۴۰۵فامیل مادری و پدری 
دوشنبه بیست و ششم مرداد ۱۴۰۵بی حسی 
دوشنبه بیست و ششم مرداد ۱۴۰۵جامانده 
شنبه بیست و چهارم مرداد ۱۴۰۵لوبیا سبز و عشق 
شنبه بیست و چهارم مرداد ۱۴۰۵بی برقی 
پنجشنبه بیست و دوم مرداد ۱۴۰۵کاروان 
چهارشنبه بیست و یکم مرداد ۱۴۰۵مامان یا ماشین؟!  
چهارشنبه بیست و یکم مرداد ۱۴۰۵قربون صدقه 
دوشنبه نوزدهم مرداد ۱۴۰۵تاریخ