بوطی
یکشنبه بیست و هشتم آبان ۱۴۰۲ 7:40 توسط انار
|
برچسبها: تربچه# حرف زدناش# خواب
سلام.
اینطوریه که من به بطری آبش میگم بطری، بچه مردم میگه قوطی.
علی هم ترکیب کرده میگه بوطّی.
+امروز یه مگس اذیتش کرد و بیدارش کرد. مگس رو که کشتم، خوابش داشت سنگین میشد، پاشدم برا خودم شیر ریختم، اومدم بخورم که دوتا گربه جیغ و داد کردن و علی دوباره بیدار شد.
خواستم بغلش کنم بخوابونش، بدو بدو رفت دم در ببینه گربه ها چیکار میکنن. بعد اومد خوابید.
برچسبها: تربچه# حرف زدناش# خواب
